تبليغاتX
html> دختر شمالی(گرگانی)

دوستون دارم دوستای خوبم

 

تعطیل شد...!

 

 

نپرسید چرا چون خودمم نمی دونم

از شما چند نفر هم که گه گاهی به اینجا سر می زدید

معذرت می خواهم.

من با این وب خاطرات خوبی دارم و هیچ کدومتونو فراموش

نمی کنم

دوستون دارم تا همیشه...!

شاید یه روزی راه افتاد..!

هستم اگر می روم.....گر نروم نیستم.

 


 

نوشته شده توسط ₪ ẨŁŐŃΞ ĠίŘŁ ₪ در ساعت 18:3 موضوع | لینک ثابت


ستاره ی من

 

ستاره ی من! نگاه کن:

ببین که کسی دغدغه های بزرگ قلب شکسته ی کوچکمان را نمی داند.

 و باران همانگونه مغرورـ که بود ـروزهای آفتابیمان را خراب می کند

 و باران همانگونه سرد ـ که بود ـ نگاه ها را سرد تر می کند و قدم ها را تند تر!

و اینجا کسی شکستنمان را زیر چرخه ی زندگی نمی بیند.

و انسانی حتی صدای فریاد ها و ضجه هایمان را نمی شنود.

ببین ستاره ی من!

ببین که کسی صدای خرد شدن لاله ها را زیر پا جدی نمی گیرد 

ببین که این نا مردمان چه آسان ـ به سادگی شکستن یک قلب(؟!) ـ دروغ می گویند 

خوب نگاه کن ستاره ی من! 

اینجا کسی راست نمی گوید 

و اینجا دروغ و غرور رسم آدم هاست! 

اینجا تاوان عشق.تاوان مهر.تاوان دوست داشتن فاصلست 

فاصله و درد و رنج

هیچکس نمی داند آنچه را که تو در دل داری و نمی فهمد... 

و هیچکس نمی بیند آنچه را که تو می بینی ...

ببین که یک عاشق اینجا چگونه می سوزاند!

خراب می کند آنچه را که ساخته و لحظه یی بعد بی تفاوت از کنار آنچه سوزانده می گذرد

حتی دریغ از یک افسوس!

او یک عاشقاست(؟!)

دروغ رسم عاشق های زمینی ست.

شکستن رسم عاشق های زمینی ست.

سوزاندن رسم عاشق های زمینی ست.

و همیشه کسی هست که دنیایت را خراب کند

وهمیشه بارانی هست تا روزهای آفتابیت را خراب کند

همیشه.همیشه باران می آید اما کسی در باران نمی آید 

و تو هرگز زیر باران به کسی نمی رسی... 

می بینی ستاره؟

اینجا حتی قصه ها هم دروغ می گویند...!

اینجا هر نگاهی هر لبخندی هر وجودی مشق دروغ است.

همیشه کسی هست که آنچه را ساختی با دست هایت خراب کند

همیشه کسی هست که بشکند آنچه را که در وجود توست ـ قلبت را  

همیشه کسی هست که دلبسته ی شکستن تو باشد و عاشق خرد شدنت

می بینی ستاره؟

دنیا جای ماندن نیست

همه ی زندگی دروغ است

و دروغ خود زندگیست

دنیا جای ماندن نیست

و مرگ خوشترین سازی ست که غم هایم را در آن می نوازم ...

 


 

نوشته شده توسط ₪ ẨŁŐŃΞ ĠίŘŁ ₪ در پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390 ساعت 18:18 موضوع اشعار 2 | لینک ثابت


مناجات

 

مناجات

 

خدایا اگر خوارى مرا خواسته بودى راهنمائیم نمى کردى

و اگر رسوائیم را مى خواستى تندرستیم نمى دادى.

خدایا گمان ندارم که مرا بازگردانى در مورد حاجتى که

عمر خویش را در خواستن آن از تو سپرى کردم.

خدایا ستایش خاص توست ستایش ابدى جاویدان

همیشگى که فزون شود ولى کم نگردد بدان نحو که  

دوست دارى و خوشنود شوى.  

خدایا اگر مرا به جنایتم مأخوذ دارى  

من هم تو را به عفوت بگیرم

و اگر به گناهم بگیرى من هم تو را به آمرزشت بگیرم.

و اگر به دوزخم ببرى بدوزخیان اعلام مى کنم که

من تو را دوست دارم ...

 

الهی! مرا دریاب ارباب...


 

نوشته شده توسط ₪ ẨŁŐŃΞ ĠίŘŁ ₪ در پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390 ساعت 18:15 موضوع | لینک ثابت


اگر کسی قلبتو شکسته حتما مطلب زیر رو بخون

 

سلام بچه ها. در طول زندگی آدم گاهی پیش می آد که بعضی ها دل آدمو بد جوری می شکونند و ایم وسط شمائید که ذره ذره وجودتون داغون می شه و نمی تونید اون و خاطراتشو فراموش کنید.حالا این مطلب رو بخونید تا بدونید چه جوری باهاش کنار بیایید.ولی بهتر اینه که تا زنده ایم نه کسی رو ناراحت کنیم نه دل کسی رو بشکونیم ...

بقیه رو در ادامه مطلب بخونید


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط ₪ ẨŁŐŃΞ ĠίŘŁ ₪ در پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390 ساعت 12:51 موضوع داستانک و مطالب خوندنی | لینک ثابت


دانستنی هایی از بدن انسان

 

1- رد زبان همه انسان ها با یکدیگر متفاوت است.

2- بدن یک انسان معمولی به اندازه ی کافی شامل:سولفور برای کشتن تمام شپش های بدن یک سگ ، کربن برای برای ساخت900 مداد ، پتاسیم برای آتش زدن یک توپ فوتبال ، چربی برای ساختن 7 قالب صابون ، فسفر برای درست کردن سر 2200 کبریت و آب برای پر کردن 10 تنگ دارد.

3- عطسه در هنگام خارج شدن از دهان ، سرعتی بالغ بر 100مایل بر سرعت دارد.

4- گوش و بینی شما در تمام طول عمر به رشد خود ادامه می دهند.

5- دندان تنها بخشی از بدن است که ترمیم نمی شود.

6- تنها در طول زمانی که این جمله را می خوانید در حدود 50 هزار سلول بدنتان می میرد وسلول های جدید جایگزین آنها می شوند.

7- در هر 3 سانتی متر از پوست :4 هزار بافت عصبی ، 1300 سلول عصبی ، 100 غده عرق ، 3میلیون سلول و 3000 رگ خونی وجود دارد.

8- در طول یک سال ف قلب یک انسان عادی 40 میلون بار می تپد.

9- شش سمت چپ کوچک تر از شش سمت راست است تا فضایی برای قلب ایجاد شود.

10- برای اخم کردن باید 43 ماهیچه را به کار گیرید.

11- برای لبخند زدن 17 ماهیچه به کار می افتد.

12- هر دو هزار اخم یک چروک بر روی صورت ایجاد می کند.

13- مغز یک انسان در طول یک شبانه روز بیشتر از تماس های تلفنی تمام دنیا به سلول عصبی پیام می فرستد.

 


 

نوشته شده توسط ₪ ẨŁŐŃΞ ĠίŘŁ ₪ در پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390 ساعت 12:46 موضوع داستانک و مطالب خوندنی | لینک ثابت


فرار از زندگی

 

 

روزی شاگردی به استاد خویش گفت:استاد می خواهم یکی از مهمترین خصایص انسان ها را به من بیاموزی؟استاد گفت: واقعا می خواهی آن را فرا گیری؟شاگرد گفت:بله با کمال میل.استاد گفت:پس آماده شو با هم به جایی برویم.شاگرد قبول کرد.استاد شاگرد جوانش را به پارکی که در آّن کودکان مشغول بازی بودند،برد.استاد گفت:....

خوب به مکالمات بین کودکان گوش کن.مکالمات بین کودکان به این صورت بود:
-الان نوبت من است که فرار کنم و تو باید دنبال من بدوی.
-نخیر الان نوبت توست که دنبالم بدوی.
-اصلا چرا من هیچوقت نباید فرار کنم؟
و حرف هایی از این قبیل...

استاد ادامه داد:همانطور که شنیدی تمام این کودکان طالب آن بودند که از دست دیگری فرار کنند.انسان نیز این گونه است.او هیچگاه حاضر نیست با شرایط موجود رو به رو شود و دائم در تلاش است از حقایق و واقعیات زندگی خود فرار کند و هرگز کاری برای بهبود زندگی خود انجام نمی دهد.تو از من خواستی یکی از مهم ترین ویزگی های انسان را برای تو بگویم و من آن را در چند کلام خلاصه میکنم:تلاش برای فرار از زندگی.

 


 

نوشته شده توسط ₪ ẨŁŐŃΞ ĠίŘŁ ₪ در پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390 ساعت 12:45 موضوع داستانک و مطالب خوندنی | لینک ثابت


.

 

در ساحل قلبها این جای پای مهربانان است که می ماند وگرنه موج روزگار هر ردپائی را پاک می کند.

 

جداموندن از کسی که دوستش داری فرقی با مردن ندارد، پس عمری که بی تو می گذرد مرگیست به نام زندگی

 

 

خدایا اگر تو درد عاشقی را می کشیدی

توهم زهر جدائی را به تلخی میچشیدی

اگر چون من به مرگ آرزوها میرسیدی

پشیمان میشدی از اینکه عشق را آفریدی

 

 

یه شب خوب تو آسمون

یه ستاره چشمک زنون خندید و گفت

کنارتم تا آخرش تا پای جون.

ستاره شد عشق من و

منم شدم عاشق اون.

اما زیاد طول نکشید عشق من و ستاره جون

ابره اومد ستاره رو برداشت و برد نامهربون.

حالا شبا به یاد اون زل میزنم به آسمون

دلم میخواد داد بزنم

این بود قول و قرارمون!

 

گاهی خدا آنقدر صدایت را دوست دارد که سکوت می کند تا تو بارها بگوئی خدای من!

 


 

نوشته شده توسط ₪ ẨŁŐŃΞ ĠίŘŁ ₪ در شنبه بیستم فروردین 1390 ساعت 12:27 موضوع اشعار 2 | لینک ثابت


آیا می دانستید که ...

 

سلام . من این مطلبو تو مجله خوندم و خیلی خوشم اومد واسه همین گذاشتم تو وبلاگم هرکی دوست داشت بخونه.

 

* آیا میدانستید که سوسک ها مقاوم ترین موجودات در برابر گرسنگی هستند. آنها می توانند یک ماه بدون غذا و دو ماه بدون آب زندی بمانند.

 

* آیا میدانید که عکس العمل چپ دست ها سریع تر است؟

 

* آیا میدانید که گرانترین ساعت دنیا سوئیسی بوده و یک میلیارد تومان قیمت دارد؟!

 

* آیا میدانستید که مورچه ها هم شمردن بلدند و قدم هایشان را برای مسیریابی میشمارند؟

 

* آیا میدانستید فاصله ی بین موچ دست تا آرنج برابر با طول کف پا است؟

 

* آیا میدانید لاشخورها قادر به دیدن یک موش از ارتفاع 4 کیلومتری هاستند؟

 

* آیا میدانید والت دیسنی از موش می ترسید؟

 

* آیا میدانستید که فقط قورفاغه های نر قور قور می کنند؟

 

* آیا میدانستید که هر تکه کاغذ را نمی توان بیش از 8 بار تا کرد؟

 

* آیا میدانستید یکی از مواد تشکیل دهنده ی بادام زمینی دینامیت است؟!

 

* آیا میدانستید که اگر کلفتی تار عنکبوت به اندازه مغز یک مداد بهم تنیده میشد می توانست یک هواپیمای بویینگ سنگین وزن را تحمل کند؟

 

* آیا میدانستید که مایع موجود در نارگیل نارس را می توان بجای پلاسمای خون استفاده کرد؟

 

* آیا میدانید زنبور از بوی عرق بدش می آید و به کسی که بدنش بو دهد یا عطر زدی باشد حمله می کند؟

 

* آیا میدانستید که وسعت کره ماه به اندازه قاره استرالیاست؟

 

* آیا میدانستید که مصرف زغال اخته از تنگی عروق خون جلوگیری میکند؟

 

* آیا میدانستید که نیروی جاذبه ی ماه می تواند باعث زمین لرزه شود؟

 

* آیا میدانستید که درخت بلوط تا قبل از پنجاه سالگی میوه نمی دهد؟

 

 


 

نوشته شده توسط ₪ ẨŁŐŃΞ ĠίŘŁ ₪ در پنجشنبه یازدهم فروردین 1390 ساعت 12:24 موضوع داستانک و مطالب خوندنی | لینک ثابت


جملات خوندنی

 

 

اگر کسی را نداشتی که به او بیاندیشی به آسمان بیاندیش چون در آسمان کسی هست که به تو بیاندیشد!

 

در کنار ساحلت من قایقی شکسته ام تو همان ساحل عشقی که بهت دل بسته ام!

 

در طوفان زندگی با خدا بودن بهتر از ناخدا بودن است.

 

برای بلند شدن باید اندکی خم شد اگر گاهی مشکلات تو را خم کرد، بدان آغاز ایستادن است.

 

اگر می خواهی ارزش خودت را نزد خدا بدانی نگاه کم ببین ارزش خدا نزد تو در هنگام گناه چقدر است؟

 

منتظر نمان تا پرنده ای بیاید و پروازت دهد، در پرنده شدن خویش بکوش.

 

صدای آب هرگز زیبا نخواهد بود اگر صخره و سنگ در مسیر رودخانه نباشد.

 

کسی که عبادت های خالصانه ی خویش را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ بهترین مصلحت او را به سویش فرو خواهد فرستاد. (فاطمه زهرا س)

 

آموخته ام که لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن نگاهی را وسعت داد.

 

چه دعایی کنمت بهتر ازین که خدا پنجره ی باز اتاقت باشد.

 

مهربانترین قلبها متعلق به کسی است که با محبت، دیگران را یاد می کنند.

 

تو دنیا آدمهای زیادی رو تختهای دو نفره می خوابن. اما قشنگتر اینه که بعضی آدمها روی تخت های یک نفره بیاد هم بیدارن.

 

در جایی بنویس: هیچکس دوباره زندگی نکرد و روزی دوبار بخوان.

 

همیشه واسه گلی خاک گلدون باش که اگر به آسمون هم رسید یادش باشه ریشش کجاست.

 

عهد کردم که بدهکار نباشم به کسی، وای از دست محبت که بدهکارم کرد.

 

چه میهمانان بی دردسری هستند مردگان! نه دستی ظرفی را چرک می کند و نه به حرفی دلی را آزرده... تنها به شمعی قانعند و اندکی سکوت به یاد انان که دوستشان داشتیم.

 

پایان

 


 

نوشته شده توسط ₪ ẨŁŐŃΞ ĠίŘŁ ₪ در یکشنبه هفتم فروردین 1390 ساعت 11:43 موضوع داستانک و مطالب خوندنی | لینک ثابت


سه نشانه ی خوشبختی

 

سلام من اومدم هم عیدو بهتون تبریک بگم  هم  تشکر کنم واسه نظراتتون. شرمندم کردین ببخشید نمیتونم سر بزنم. پروفایلمو ویرایش کردم.

روزی مردی دانا به فرزندش گفت: سه کار به تو می گویم که بهترین کارها و نشانه ی خوشبختی است. اول اینکه بهترین غذاها را بخور. دوم اینکه در بهترین بستر ها بخواب و سوم اینکه در بهترین خانه ها زندگی کن. فرزندش با تعجب گفت: آیا نشانه ی خوشبختی اینهاست؟ من که چنین امکاناتی ندارم. مرد دانا لبخندی زد و گفت: از دسترنج خودت غذایی را تهیه کن که برایت خوشمزه ترین و بهترین غذای دنیاست. بیشتر کار کن و دیرتر بخواب، خستگی و تلاش به تو این احساس را می دهد که در بهترین جای دنیا خوابیده ای. به دیگران نیکی کن تا در اثر محبت در قلب آنها ساکن شوی که قلب دیگران بهترین خانه هاست.

 


 

نوشته شده توسط ₪ ẨŁŐŃΞ ĠίŘŁ ₪ در یکشنبه هفتم فروردین 1390 ساعت 11:42 موضوع داستانک و مطالب خوندنی | لینک ثابت